فیلسوف نیستی؛ نقد سه جانبه بر اندیشههای ژان پل سارتر
ژان پل سارتر در ایران چهرهای شناخته شده است که علاقهمندان زیادی یافته است، اما نقدهای نوشته شده بر سارتر کمتر در ایران خوانده شدهاند. سه اندیشمند بزرگ بر آثار و اندیشههای سارتر نقدهایی جدی نوشتهاند. رمون آرون، راجر اسکروتن و آلبر کامو از سه زاویه متفاوت سارتر را نقد کردهاند.

ژان پل سارتر، چهره شاخص اگزیستانسیالیسم فرانسوی و روشنفکر چپگرای قرن بیستم، با آثار فلسفی و سیاسیاش تأثیری ژرف بر اندیشه و فرهنگ مدرن گذاشت.
از مهمترین وجوه انتقادها به سارتر، موضعگیریهای سیاسی او در قبال رژیمهای تمامیتخواه بود. سارتر در دهههای ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰، بارها از رژیمهایی چون شوروی، چین مائوئیستی و کوبای فیدل کاسترو دفاع کرد؛ حمایتهایی که از دید منتقدان، ریاکارانه و برخلاف ادعای آزادیخواهانه او بود.
رمون آرون، فیلسوف فرانسوی، در کتاب «افیون روشنفکران»، با اشاره به این نکته مینویسد:
«آنکه مدعی آزادی است اما چشمان خود را بر اردوگاههای کار اجباری میبندد، یا دروغ میگوید یا خود را فریب میدهد.»
آرون در این اثر، با طعنه به روشنفکرانی چون سارتر، آنان را متهم میکند که کمونیسم را با نوعی ایمان دینی جایگزین کردهاند. به عقیده آرون، سارتر با وجود اطلاع از سرکوب در شوروی و فجایع انقلاب فرهنگی چین، با نوعی «توجیهگری اخلاقی» از این حکومتها دفاع میکرد.
راجر اسکروتن، فیلسوف انگلیسی، نیز در فصل چهارم کتاب «بازی شرطبندی پولی، شیادان و هوچیها: روشنفکران چپ نو» مینویسد:
«سارتر قربانی شیفتگی به انقلاب بود؛ نوعی ایمان کور به تغییر که چشم او را بر حقیقت بست. او به جای آنکه متفکر آزادی باشد، تبدیل شد به مبلغ سرکوب به نام آزادی.»
سارتر در کتاب «هستی و نیستی» مفهوم «آزادی رادیکال» را مطرح میکند؛ آزادیای که در آن انسان مسئول همهی انتخابهای خویش است. اما در عمل، سارتر خود را از مسئولیتهای اجتماعی مبرا میدانست و با توجیه سرکوب، به «فلسفهی آزادی» خیانت کرد.
برچسب: ،